زمانی که با فرمهای پایه ترکیببندی آشنا شدید، خوب است با تکنیکهای پیشرفته ترکیببندی نیز آشنا شوید. این تکنیکها شاید در هر پروژهای استفاده نشوند، اما یادگیری نحوه استفاده مؤثر از آنها، شما را به یک عکاس حرفهایتر تبدیل میکند. ممکن است روزی پروژهای به شما محول شود که در آن نیاز به ایدههایی مانند تریپتیک یا لحظه قاطع (decisive moment) داشته باشید.
امروز طیف گستردهای از تکنیکهای پیشرفته ترکیببندی را پوشش خواهیم داد تا روشهای مختلفی را که میتوانید در عکاسی به کار ببرید، به شما نشان دهیم. هر تکنیک ویژگیهای خاص خود را دارد. ما هر روش را بهطور جزئی توضیح میدهیم تا درک بهتری از آنها پیدا کنید. اگر به اطلاعات بیشتر نیاز داشتید، روی لینک موجود در هر بخش کلیک کنید.
ایده های پیشرفته ترکیب بندی برای امتحان کردن (ایده های عکاسی)
تکنیکهای ترکیببندی
بیایید با روشهای سادهای شروع کنیم که میتوانند به تولید ترکیببندیهای پیشرفته منجر شوند. هرچند ممکن است این روشها ابتدایی به نظر برسند، اما تسلط بر آنها نیاز به تمرین دارد. ما بهترین راهها را برای بهرهگیری حداکثری از هر یک از این ایدههای عکاسی برایتان توضیح میدهیم.
شما میتوانید بسیاری از این تکنیکها را از راحتی خانهتان امتحان کنید! اگر این برایتان الهامبخش نیست، یک پیادهروی در شهر یا محلهتان داشته باشید. سعی کنید از هر تکنیک ترکیببندی یک تصویر بگیرید؛ هر چه بیشتر تمرین کنید، بهتر خواهید شد!
فرم
عکاسی فرم تماماً مربوط به این است که سوژهها را به گونهای نمایش دهید که گویی سهبعدی هستند. این تکنیک با استفاده از نور، زاویه، رنگ و عمق مناسب، مرز بین دوبعدی و سهبعدی را شکل میدهد.
برای گرفتن عکسهایی خیرهکننده با تأکید بر فرم، با نور جانبی آزمایش کنید تا شکل و بافت سوژه را برجسته کنید. استفاده از دیافراگم باز باعث جداسازی سوژه از پسزمینه و ایجاد عمق میشود. اگر نتایج به اندازه کافی چشمگیر نیستند، میتوانید عکس را سیاه و سفید کنید تا حس بیشتری ایجاد شده و توجه به تُنهای خاص جلب شود.
عکاسی از زاویههای مختلف، کلید خلق تصاویر منحصربهفرد است. این کار آزادی خلاقانه بیشتری برای ثبت حرکتها، رنگها و بافتها به شما میدهد. با کمی تخیل و تمرین، میتوانید با عکاسی فرم، عکسهایی برجسته از هر چیزی ثبت کنید.
شکل
شکل یکی از عناصر مهم ترکیببندی در عکاسی است. میتواند تعادل و تقارن ایجاد کند یا نگاه بیننده را به سمت سوژه اصلی هدایت کند. عکاسان میتوانند با استفاده از شکل، تصاویرشان را جذابتر کنند.
نور نقش مهمی در نحوه دیده شدن اشکال در عکس دارد. نور از جلو یا پشت باعث ایجاد شکلی تخت میشود، اما نور جانبی سایه ایجاد کرده و شکل را سهبعدی نشان میدهد.
زاویه دید نیز در ظاهر شکلها مؤثر است. مثلاً یک فنجان قهوه از کنار به شکل استوانه و از بالا به شکل دایره دیده میشود. عکاسی از روبهرو شکلی صاف ایجاد میکند، درحالیکه زاویهدار بودن دوربین باعث ایجاد عمق میشود. با این تکنیکها، عکاسان میتوانند راههای جدیدی برای ثبت اشیای روزمره پیدا کنند. یادگیری دیدن شکلهایی که جهان را میسازند، کلید ترکیببندیهای قدرتمند است.
تأکید
تأکید در عکاسی یعنی برجسته کردن سوژه. شما میتوانید با استفاده از تکنیکهای ترکیببندی، حتی در صحنههای شلوغ، توجه را به سوژه اصلی جلب کنید.
یکی از روشها برای تأکید، استفاده از کنتراست قوی است. سوژه را در ناحیهای پرنور و اطراف آن را در تُنهای تیره قرار دهید تا برجسته شود. همچنین میتوانید از عمق میدان کم برای تار کردن پسزمینه استفاده کنید تا سوژه واضح باقی بماند؛ این روش در پرتره بسیار کاربرد دارد.
فضای منفی هم ابزار خوبی برای ایجاد تأکید است. با خالی گذاشتن فضا در اطراف سوژه، حواسپرتیها را حذف کرده و توجه بیننده را جلب میکنید. خطوط هدایتگر نیز میتوانند نگاه را به سمت سوژه ببرند و قاببندی صحنه میتواند تأکید را افزایش دهد.
هندسی
عکاسی هندسی درباره پیدا کردن و ثبت شکلها و خطوطی است که جهان ما را تشکیل میدهند. از خطوط برجستهی منظرههای شهری گرفته تا منحنیهای طبیعی، هندسه همهجا وجود دارد.
به دنبال الگوهای تکراری در سوژههای خود باشید، مثل دیوارهای آجری یا کاشیکاریها. این شکلهای تکراری باعث ایجاد الگوهای برجسته و چشمنواز در عکسها میشوند. همچنین میتوانید از رنگ برای برجسته کردن ترکیبهای هندسی استفاده کنید؛ رنگهای روشن و متضاد، شکلها و خطوط را بیشتر نمایان میکنند.
زاویه دید نیز در عکاسی هندسی بسیار مهم است. از زوایای غیرمعمول عکس بگیرید، مثلاً از پایین یا از بالا. این کار زاویه دید منحصربهفرد و جذابی ایجاد میکند. فراموش نکنید که معماری یک منبع عالی برای پیدا کردن شکلها و خطوط هندسی است.
اگر آمادهاید تا وارد دنیای عکاسی هندسی شوید، امکانات بیشماری پیش روی شماست، از ترکیببندیهای مینیمالیستی گرفته تا طراحیهای انتزاعی.
ریتم
ریتم در عکاسی به تصاویر شما ساختار و ثبات میبخشد. این مفهوم به روایت بصری و ساختاردهی ترکیببندی مربوط میشود. ریتم میتواند نگاه بیننده را به شکلی یکنواخت در تصویر نگه دارد یا حرکت چشم را با سرعت بیشتری در قاب هدایت کند.
ریتم از طریق عناصر تکراری یا بازتابیافته در سراسر عکس ایجاد میشود. این عناصر میتوانند مجموعهای از اشکال باشند که یک الگو میسازند یا چندین سوژه که در نقاط مختلف کادر ظاهر میشوند.
ریتم را میتوان در بسیاری از سبکهای عکاسی دید، از عکاسی خیابانی و معماری گرفته تا پرتره و منظره. اضافه کردن ریتم به تصاویرتان به شما کمک میکند تا درباره ترکیببندی و جریان عکس تصمیمهای آگاهانهتری بگیرید.
فضای منفی
فضای منفی ناحیه اطراف سوژه اصلی در عکس است. این فضا رابطهای بین سوژه و پسزمینه ایجاد میکند و اجازه میدهد سوژه برجسته شود. وقتی به درستی استفاده شود، فضای منفی نگاه بیننده را جذب کرده و آن را به سمت سوژه اصلی هدایت میکند.
این فضا لزوماً نباید خالی باشد. ممکن است عناصر دیگری در فضای منفی وجود داشته باشند، اما آنها باید با پسزمینه ترکیب شوند و جلب توجه نکنند. این کار تمرکز بیننده را روی سوژه اصلی نگه میدارد.
برای استفاده از فضای منفی، به ناحیه اطراف سوژهتان توجه کنید. موقعیت خود را تغییر دهید تا بتوانید سوژه را در قاب با فضای منفی قرار دهید. میتوانید نزدیک شوید و قاب را با یک الگوی جالب پر کنید یا دور شوید تا سوژه کوچکتر دیده شود. فضای منفی میتواند در هر سبک از عکاسی، ترکیببندی شما را بهبود دهد.
تضاد (ژوکستاپوزیشن)
تضاد در عکاسی به معنای نمایش تفاوت بین دو یا چند عنصر در یک صحنه است. این کار میتواند از طریق ترکیببندی، پرسپکتیو اجباری یا استفاده از اشیای مختلف انجام شود. مثالهایی از تضاد شامل اشیای جاندار در برابر بیجان، سوژههای بزرگ در برابر کوچک، رنگهای تیره در برابر روشن، و عناصر طبیعی در برابر ساخته دست بشر هستند.
عکاسان همچنین میتوانند با استفاده از ویرایش و ادغام چند تصویر در کنار هم، تضاد ایجاد کنند. این روشها مفاهیمی خلاقانه مانند ترکیب زندگی و مرگ یا نمایش تضاد میان فقر و آرمانگرایی را ممکن میسازند. تضاد میتواند احساسات قدرتمندی ایجاد کرده و بیننده را به تفکر در مورد داستان پشت تصویر وادارد.
یافتن مثالهای تضاد آسان است؛ کافیست در محیط اطراف یا در عکاسی خیابانی به دنبال آنها باشید. ثبت این تضادها میتواند تصاویری چشمگیر و تأملبرانگیز ایجاد کند که بیننده را درگیر نگه دارد.
تکنیکهای پیشرفته ترکیببندی
اکنون به بررسی تکنیکهای پیشرفتهتری از ترکیببندی میپردازیم. برخی از این تکنیکها قواعد خاصی برای قاببندی ندارند؛ در عوض، محتوای عکس ساختار ترکیببندی را شکل میدهد.
اگر با این مفاهیم آشنا شوید، در مسیر تبدیل شدن به یک عکاس پیشرفته قرار میگیرید. تکنیکهای ترکیببندی پیشرفته بیشتر به داستانگویی وابستهاند، که یکی از مزایای کلیدی عکاسی است. یادگیری استفاده از داستانگویی به نفع خود، شما را از سایر عکاسان متمایز خواهد کرد.
مفهومی
عکاسی مفهومی مربوط به بیان ایدهها و مضامین از طریق نمادها و ویرایش خلاقانه است. برای خلق یک عکس مفهومی عالی، ابتدا ایدهای منحصربهفرد داشته باشید و سپس با ویرایش، آن را به واقعیت تبدیل کنید.
میتوانید الهامتان را برای عکاسی مفهومی از اطراف خود بگیرید. اشیای روزمره میتوانند نمادی از طبیعت باشند، و آب میتواند حس و درام به یک پرتره اضافه کند. حتی رویاهای کودکیتان میتوانند ایدههایی نوستالژیک برای عکسهایتان ایجاد کنند.
ناشناس ماندن سوژه نیز ابزار قدرتمندی در عکاسی مفهومی است. پنهان کردن جزئی صورت سوژه میتواند تصویر را برای بیننده قابلارتباطتر و رمزآلودتر کند. ترفندهای ساده در عکاسی مفهومی میتوانند یک پرتره معمولی را به تصویری تفکربرانگیز و متفاوت تبدیل کنند.
نمادگرایی (Symbolism)
نمادگرایی ابزاری قدرتمند برای عکاسان است تا مفاهیم و ایدههایی فراتر از آنچه در تصویر قابل مشاهده است را بیان کنند. با استفاده از نشانههای بصری مانند رنگ، اشیاء، حیوانات و موقعیت قرارگیری، عکاسان میتوانند معانی عمیقتری را منتقل کرده و احساسات بیننده را برانگیزند.
در طول تاریخ، نمادگرایی در اشکال مختلف هنری به کار رفته است، از کندهکاریهای باستانی گرفته تا نقاشیهای دوره رنسانس. در عکاسی، پیشگامان این هنر از نمادها برای نشان دادن هوش استفاده کردند، در حالیکه تصاویری نمادین مانند عکس معروف «مادر مهاجر» از «دوروتئا لنگ» به نمادهایی از دوران رکود بزرگ تبدیل شدند.
عکاسان معاصر همچنان در آثار خود از نمادگرایی استفاده میکنند، و از نمادهای تاریخی و مدرن الهام میگیرند. با درک و بهکارگیری نمادگرایی در تصاویر خود، عکاسان میتوانند تجربیاتی غنی و پرمعنا برای مخاطبان خود خلق کنند. نمادگرایی در عکاسی موضوعی جذاب است که میتواند آثار شما را به سطحی بالاتر ارتقا دهد.
نسبت طلایی (Golden Ratio)
نسبت طلایی ابزاری قدرتمند برای ایجاد ترکیببندیهای دلپذیر و متعادل در عکاسی است. این تکنیک بر پایه توالی ریاضیای است که در سراسر طبیعت دیده میشود؛ از صدفهای ناتیلوس گرفته تا امواج اقیانوس. با استفاده از نسبت طلایی در عکسهای خود، میتوانید نگاه بیننده را بهطور طبیعی در قاب هدایت کنید.
یکی از روشهای رایج برای استفاده از نسبت طلایی، استفاده از شبکه فی (phi grid) است که قاب را به نسبت 1:0.618:1 تقسیم میکند. این باعث میشود سوژه نسبت به قانون یکسومها کمی مرکزیتر قرار گیرد. گزینه دیگر مارپیچ فیبوناچی است که در آن سوژه اصلی در کوچکترین بخش مارپیچ قرار میگیرد و سایر عناصر در امتداد منحنی چیده میشوند.
برای استفاده مؤثر از نسبت طلایی، صحنه را بررسی کرده و روشی را انتخاب کنید که با سوژه و خطوط هدایتکننده یا منحنیهای موجود هماهنگ باشد. هنگام ترکیببندی، تصویر پوششی را در ذهن مجسم کنید و از تغییر موقعیت خود برای بزرگنمایی خطوط و زاویهها نترسید. با تمرین، نسبت طلایی میتواند ترکیببندیهای شما را از خوب به عالی ارتقا دهد. یادگیری بیشتر درباره نسبت طلایی در عکاسی میتواند به تسلط شما بر این تکنیک قدرتمند کمک کند.
مثلث طلایی (Golden Triangle)
مثلث طلایی تکنیکی در ترکیببندی است که از خطوط مورب برای تشکیل مثلثهای قائمالزاویه استفاده میکند. این مثلثها بهعنوان راهنما برای قرار دادن سوژه اصلی عکس در نقاط تقاطع عمل میکنند.
استفاده از مثلث طلایی میتواند حس پویاتری نسبت به سایر تکنیکهای رایج ترکیببندی به عکسهای شما بدهد. برای ایجاد مثلث طلایی، یک خط مورب از یک گوشه به گوشه مقابل رسم کنید، سپس خطوط عمود از گوشههای دیگر به این خط مورب اضافه کنید.
نقطه تمرکز را در یکی از نقاط تقاطع قرار داده و از خطوط هدایتکنندهای که با خط مورب هماهنگ هستند استفاده کنید. سوژههایی که با مثلث طلایی بهخوبی کار میکنند شامل پرترههایی با مدل نشسته یا درازکش، کوههایی با خط افق مورب، و جادههایی هستند که بهصورت مورب قاب را قطع میکنند. مثلث طلایی در عکاسی راهی عالی برای آزمایش ترکیببندی و خلق تصاویری بصری جذاب است.
سهلتی (Triptych)
عکاسی سهلتی تکنیکی خلاقانه است که داستانی را از طریق سه عکس روایت میکند. با فرمتهای مختلفی مانند مربع یا دایره آزمایش کنید تا سهلتیهای شما متمایز شوند. با استفاده از حالت پشتسرهم (burst mode) یک سری حرکات را ثبت کرده و عکسهای اکشن هیجانانگیزی ایجاد کنید.
تمها میتوانند معنا و مفهوم بیشتری به سهلتیهای شما بدهند. عشق، طبیعت و تقارن انتخابهای رایجی هستند. همچنین میتوانید یک تصویر را به سه بخش تقسیم کرده یا روی جزئیاتی که معمولاً نادیده گرفته میشوند تمرکز کنید.
سهلتیها راهی عالی برای بهبود مهارتهای عکاسی شما هستند. روی یک مجموعه عکس بلندمدت کار کنید تا پیشرفت یک سوژه را در طول زمان مستند کنید، یا بخشهای مختلف یک رویداد را عکاسی کرده تا داستانی کاملتر را روایت کنید. با کاوش در عکاسی سهلتی، سبکی متناسب با خود خواهید یافت و این تکنیک به شما کمک میکند خارج از چارچوب فکر کنید.
لحظه سرنوشتساز (Decisive Moment)
ثبت لحظه سرنوشتساز در عکاسی به حضور در مکان مناسب در زمان مناسب و دانستن چگونگی گرفتن عکس بستگی دارد. این فقط شانس نیست، بلکه درک موضوعات و پیشبینی رفتار آنها نیز مهم است. هرچه بیشتر مشاهده و درک کنید، بهتر میتوانید لحظه ایدهآل را پیشبینی کنید.
توسعه شهود عکاسی شما کلیدی است. وقتی احساس میکنید قرار است چیزی خاص اتفاق بیفتد، به حس درونیتان اعتماد کنید. هرچه بیشتر تمرین کنید، شناسایی و ثبت این لحظات گذرا آسانتر خواهد شد.
به دنبال لحظات احساسی، جزئیات زندگی روزمره و حرکت در صحنههای خود باشید. چشم خود را برای دیدن الگوها و آنچه آنها را بر هم میزند، آموزش دهید. اگر میخواهید بیشتر درباره لحظه سرنوشتساز در عکاسی بیاموزید، منابع بسیار خوبی برای بررسی عمیقتر این موضوع جذاب وجود دارد.
تنش پویا (Dynamic Tension)
تنش پویا ابزاری قدرتمند برای خلق عکسهای دراماتیک است. این تکنیک شامل استفاده از خطوط مورب، مسیرها و زبان بدن در جهتهای مخالف است. این تضاد باعث ایجاد احساس تنش شده و نگاه بیننده را در سراسر تصویر به حرکت درمیآورد.
برای استفاده از تنش پویا، بهدنبال خطوط مورب متعددی باشید که از هم دور میشوند، مسیرهایی که در جهتهای مخالف حرکت میکنند یا زبان بدن متضاد بین سوژهها. قویترین تنش از زاویههای باز بین خطوط متقاطع بهدست میآید، ترجیحاً زاویههای ۹۰ درجه.
کادربندی و چرخش نیز در تأکید بر تنش پویا نقش دارند. با زوایا و ترکیببندیهای مختلف آزمایش کنید تا چشمگیرترین نتیجه را پیدا کنید. با این حال، از تنش پویا در مجموعهکار خود بهصورت محدود استفاده کنید تا دچار افراط نشوید.
تصویر بر زمینه (Figure to Ground)
عکاسی تصویر بر زمینه تکنیکی در ترکیببندی است که تضاد واضحی بین سوژه اصلی و پسزمینه ایجاد میکند. این تضاد میتواند از طریق تفاوت در نورپردازی یا رنگ بهوجود آید. واضحترین مثال آن سایهنما (سیلوئت) است، اما روشهای متنوع دیگری نیز برای استفاده از این تکنیک وجود دارد.
برای خلق تصویری با ترکیب تصویر بر زمینه، بهدنبال صحنههایی باشید که در آن سوژه بسیار روشنتر یا تیرهتر از پسزمینه باشد. همچنین میتوانید از رنگهای متضاد استفاده کنید، حتی اگر نورپردازی یکسان باشد. برای دیدن راحتتر تضاد، چشمهای خود را کمی نیمهباز کنید تا جزئیات تار شوند.
تضاد شدید همیشه ضروری نیست. گاهی ممکن است بخواهید جزئیاتی از پسزمینه را برای ارائه زمینه حفظ کنید. در این موارد، بهدنبال تضاد ملایمتری باشید که همچنان نگاه بیننده را به سوژه اصلی جلب کند. عکاسی تصویر بر زمینه روشی قدرتمند برای ایجاد عمق و جذابیت بصری در تصاویر است.
اصول ترکیببندی (Composition Principles)
بخش اصول ترکیببندی برای ترکیببندی پیشرفته بسیار مهم است. این ایدهها به ما نشان میدهند که چه چیزی در عکاسی مؤثر است و چه چیزی نیست. این اصول بر پایه سالها تجربه در عکاسی شکل گرفتهاند، بنابراین عاقلانه است که از درسهای آنها بهره ببریم.
این اصول از نکات سادهای که باید در هر عکس در نظر گرفته شوند، تا مفاهیم خاصتری که فقط در برخی سبکهای عکاسی کاربرد دارند، متنوعاند. هر یک را در ادامه بخوانید و حتماً خودتان امتحانشان کنید!
ارزش نوری (Value)
ارزش نوری در عکاسی دامنهی نور در تصویر شما را توصیف میکند. تغییر در نور، نحوهی ایجاد کنتراست در تصویر است. عکاسان تُنهای نوری را به سیاهیها، سایهها، میانهتونها، روشناییها و سفیدیها دستهبندی میکنند.
هیستوگرام این تُنهای نوری را روی یک نمودار ترسیم میکند؛ تُنهای تیره در سمت چپ و تُنهای روشن در سمت راست قرار دارند. هرچه قلهها بلندتر باشند، آن تُن در صحنه بیشتر حضور دارد. بیشتر عکاسان از تُنهای شدید پرهیز میکنند، اما تصمیم با شماست که بخواهید سیاهی و سفیدی خالص را در تصویر بگنجانید یا نه.
درک ارزش نوری به ایجاد واکنش احساسی در بیننده کمک میکند. تصاویر با کنتراست بالا جسور و پویاترند، در حالیکه تصاویر با کنتراست پایین آرامتر و رازآلودتر بهنظر میرسند. ارزش نوری مفهومی مهم برای ثبت تصاویر خیرهکننده است.
هنر و طراحی در عکاسی (Art and Design in Photography)
هفت اصل هنر و طراحی عبارتاند از: تعادل، ریتم، الگو، تأکید، کنتراست، وحدت، و حرکت. این اصول به عکاسان کمک میکنند تا ترکیببندیهای چشمگیر و تصاویری جذاب خلق کنند.
تعادل به وزن بصری تصویر اشاره دارد، در حالی که ریتم درباره توزیع تکرارشونده عناصر بصری است. الگوها، تکرار عناصری از هنر و طراحی هستند که در یک قاب با یکدیگر هماهنگ کار میکنند.
تأکید با استفاده از رنگ، فضا، بافت و خط مرکز توجه را در تصویر شکل میدهد. کنتراست با گنجاندن عناصر متضاد مانند روشن و تیره یا بافتهای متفاوت ایجاد میشود. وحدت، رابطه بصری بین عناصر در یک تصویر را توصیف میکند که به خلق نمایی هماهنگ کمک میکند. حرکت با استفاده از خطوط، رنگها و سایر عناصر نگاه بیننده را در تصویر هدایت میکند.
با درک و بهکارگیری این اصول هنری، عکاسان میتوانند کنترل بیشتری بر تصاویر خود داشته باشند و عکسهایی تأثیرگذارتر خلق کنند.
هنر زیبا (Fine Art)
عکاسی هنر زیبا حوزهای خلاقانه در تصویربرداری است که بر پایه ایدهها و دیدگاههای شخصی عکاس استوار است. این آثار برای استفاده بهعنوان هنر دیواری، چه برای مشتری خصوصی و چه برای گالری، خلق میشوند. تصاویر هنر زیبا میتوانند حامل معنایی خاص باشند یا بهاندازهای انتزاعی باشند که صرفاً بازتابی از ذهنیت عکاس باشند.
عکاسی هنر زیبا در تضاد با عکاسی بازنماییگر (مانند فتوژورنالیسم) قرار دارد. این نوع عکاسی، ترکیبی از تصویربرداری و ایدههای مفهومی است؛ فرایندی که در آن هنرمند تلاش میکند ادراکات و احساسات خود را بیان کرده و با دیگران به اشتراک بگذارد. در حالی که هم عکاسی هنر زیبا و هم عکاسی تجاری تصاویر قابل فروش تولید میکنند، اما عکاسی هنر زیبا برخلاف عکاسی تجاری، بهصورت سفارشی انجام نمیشود.
الهام برای عکاسی هنر زیبا میتواند از منابع مختلفی مانند فیلمها، هنرهای بصری و مطالعه بهدست آید. با انتخاب موضوعاتی که برایشان جالب است، عکاسان میتوانند انگیزه بیشتری برای کار داشته باشند و تمرکز خود را برای مدت بیشتری حفظ کنند. از جمله عکاسان مشهور در این حوزه که میتوان از آنها الهام گرفت، میتوان به «دامیانو اریکو» و «براسایی» اشاره کرد؛ کسی که مرز میان عکاسی خیابانی و هنر زیبا را با تصاویر شبانهاش از پاریس از بین برد. برای آشنایی بیشتر با عکاسی هنر زیبا، از جمله نکات شروع کار و اجتناب از اشتباهات رایج، اینجا کلیک کنید.
اصول گشتالت (Gestalt Principles)
اصول گشتالت مجموعهای از قواعد هستند که به عکاسان کمک میکنند تا تصاویر جذابتر و قدرتمندتری خلق کنند. با درک اینکه ذهن انسان چگونه عناصر بصری را درک میکند، میتوانید ترکیببندیهایی سازمانیافتهتر و از نظر احساسی تأثیرگذارتر بسازید.
برخی از مهمترین اصول گشتالت در عکاسی عبارتند از: مجاورت، شباهت، بستگی (closure)، و تفکیک. اصل مجاورت بیان میکند که اشیایی که نزدیک به هم قرار دارند، بهنوعی مرتبط به نظر میرسند. شباهت به این معناست که عناصر با ویژگیهای مشترک یک گروه منسجم را تشکیل میدهند. بستگی به ذهن این امکان را میدهد که اطلاعات ناقص را تکمیل کرده و حس کاملبودن ایجاد کند. تفکیک به سوژه کمک میکند تا از پسزمینهاش متمایز شود.
با بهکارگیری این اصول در عکاسی، میتوانید تصاویری خلق کنید که نه تنها از نظر بصری جذاب هستند، بلکه پیام یا داستانی قویتر را منتقل میکنند. برای یادگیری بیشتر درباره استفاده مؤثر از اصول گشتالت در عکاسی، مقالهای جامع در دسترس است که هر اصل را به تفصیل توضیح داده و مثالهای عملی ارائه میدهد.
اصل فضای نگاه (Lead Room Principle)
فضای نگاه، فضای منفیای است که در مقابل جایی قرار دارد که سوژه به آن نگاه میکند یا به سمت آن در حرکت است. این تکنیک ساده ترکیببندی، در بسیاری از انواع عکاسی از جمله پرتره، مد و رویدادها ضروری است. با گنجاندن فضای اضافی در قاب، به چشم بیننده اجازه میدهید که حرکت کند و زمینه لازم برای درک روایت تصویر را فراهم میکنید.
وقتی فضای نگاه کافی را باقی نگذارید، تصویر باعث ایجاد حس ناراحتی و فشار در بیننده میشود. افراد ترجیح میدهند ببینند سوژه به کجا نگاه میکند یا به کجا میرود. فضای خیلی کم باعث میشود تصویر خفه و نامطلوب بهنظر برسد.
برای استفاده از فضای نگاه، ترکیببندیهای عریضتری بگیرید و فضای منفی باقی بگذارید که در صورت نیاز همیشه میتوانید آن را برش دهید. با فضای منفی بسیار زیاد آزمایش کنید تا تصاویری چشمگیر بسازید که حرکت و آزادی را القا میکنند. فضای نگاه باعث بهبود ترکیببندی در عکاسی پرتره، منظره، ورزشی و خیابانی خواهد شد. اگر میخواهید بیشتر درباره فضای نگاه بدانید، منابع بسیار خوبی در دسترس هستند.

رضانوری
سردبیر مجموعه نگاه برتر
عکاس، مدرس، گرافیست ، ویدیو گرافر و کسی که سعی میکنه در زمینه هنر بهتر باشه